گاهی نیاز هست که افسرده باشیم تا از تمام این حس گذر کنیم تا برسیم به انتهای آن و چیزی ببینیم که جمله نمیشه/

ترس رو دوست دارم / گاهی ترس حتی قبول میکنه گریه کنم .

ترس حین عبور چیزی مثل یه سرنگ حاوی حسی که قابل وصف نیست به من تزریق میکنه و میره .

گریه برای من خیلی نایابه / برای  گریه کردن حسی از جنس دریا میخواد / گریه از نوع بدون صدا و بدون تغییر چهره جایی برای پروازه ولی همیشه قبل از پریدن قطع میشه .

برای پرواز نیاز هست که بدون دیده شدن کمک کرد . از بهترین چیزمان بگذریم / جوری بدهیم که گیرنده هدیه را مال خود تصور کند /