گذر سریع
گاهی نیاز هست که افسرده باشیم تا از تمام این حس گذر کنیم تا برسیم به انتهای آن و چیزی ببینیم که جمله نمیشه/
ترس رو دوست دارم / گاهی ترس حتی قبول میکنه گریه کنم .
ترس حین عبور چیزی مثل یه سرنگ حاوی حسی که قابل وصف نیست به من تزریق میکنه و میره .
گریه برای من خیلی نایابه / برای گریه کردن حسی از جنس دریا میخواد / گریه از نوع بدون صدا و بدون تغییر چهره جایی برای پروازه ولی همیشه قبل از پریدن قطع میشه .
برای پرواز نیاز هست که بدون دیده شدن کمک کرد . از بهترین چیزمان بگذریم / جوری بدهیم که گیرنده هدیه را مال خود تصور کند /
+ نوشته شده در پنجشنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۷ ساعت 2:52 توسط محمود
|
هر قدر خطر سقوط بیشتر شود و ژرفای دره عمیق تر گردد احساس شعف بیشتری می کنید، وقتی بین مرگ و زندگی معلق هستید آنوقت خستگی وجود ندارد و باری از گذشته و اشتیاقی برای آینده وجود ندارد، آنگاه لحظه جاری بسیار نزدیک است. همه چیز کافی است چون در اینجا و حالا زندگی می کنید.