بوی برف
دهلیز دیواره پوشیده از یخ و راهی جز تبر زدن نیست.
بوی برف همه جا را فرا گرفته ؛
سکوت عجیبی حکم فرماس
نسیم سوزناکی میوزد و دیواره سنگی تصمیم عجیبی دارد ...
حرفش را نمیفهمم
جنس احساسش متفاوت شده و درکش سخت
حالم در حال دگرگونی و بغضی پایدار گلویم را فشورد
سنگ منو در آغوش گرفت ...
همطنابم چیزی نپرسید
دیواره شروین-دی 1394
+ نوشته شده در دوشنبه ۵ بهمن ۱۳۹۴ ساعت 14:2 توسط محمود
|
هر قدر خطر سقوط بیشتر شود و ژرفای دره عمیق تر گردد احساس شعف بیشتری می کنید، وقتی بین مرگ و زندگی معلق هستید آنوقت خستگی وجود ندارد و باری از گذشته و اشتیاقی برای آینده وجود ندارد، آنگاه لحظه جاری بسیار نزدیک است. همه چیز کافی است چون در اینجا و حالا زندگی می کنید.