دهلیز دیواره پوشیده از یخ و راهی جز تبر زدن نیست.

بوی برف همه جا را فرا گرفته ؛

سکوت عجیبی حکم فرماس

نسیم سوزناکی میوزد و دیواره  سنگی تصمیم عجیبی دارد ...

حرفش را نمیفهمم

جنس احساسش متفاوت شده و درکش سخت

حالم در حال دگرگونی و بغضی پایدار گلویم را فشورد

سنگ منو در آغوش گرفت ...

همطنابم چیزی نپرسید

 دیواره شروین-دی 1394