یخچال شمالی سبلان
عنوان برنامه :یخچال شمالی سبلان
نام منطقه :مشکین شهر- سبلان
تاریخ برنامه :91.6.22
سرپرست :وحید حاج حسینی
نوع برنامه :یخ نوردی
قله : سبلان
تهیه کننده گزارش:محمودوفایی
عکاس : جباریان -وفایی
ارتفاع :4811
نفرات شرکت کننده :وحید حاج حسینی،مهدی جباریان،مهدی هنرمند،محمود وفایی
و سرکار خانم :گلناز لبیبی
معرفی منطقه:
قله سبلان به ارتفاع 4811متردراستان اردبیل ازجمله مرتفع ترین قلل منفرد ایران محسوب می گردد.پیرامون سبلان را قلل مرتفعی چند ی احاطه نموده است که عبارت از :هرم داغ،کسرداغ،ایلگار،یای پاخ وقوشالار. دراطراف این ارتفاعات که هریک درنقاط مختلف قله اصلی سبلان قرار گرفته اند یخچال کوچک وبزرگ چندی مشاهده می گردد که اسامی آنها عبارت است از:یخچال بزرگ شمالی سبلان،یخچال هرم داغ،یخچال کسرداغ ویخچال شرق سبلان.
یخچال شمالی:
این یخچال بزرگ ومرتفع که دقیقاًدرجناح شمالی قله قرارگرفته وازدور دست های هرنقطه از شهرها ی مشگین ولاری به وضوح مشخص می با شد،از ارتفاع 4150 مترشروع شده تاقلل سبلان امتداد دارد.عرض این یخچال زیاد است وباشیب بسیار تندی درپی یک شکاف یخچالی به قله می رسد.ریزش سنگ دراطراف یخچال وجودداردودرپاییز ازیخ مستحکم برخوردار می شود.
برگرفته از : http://www.irandeserts.com
متن گزارش :
برنامه یخچال شمالی سبلان طی 2 روز در روزهای پنجشنبه و جمعه انجام شد.
شروع حرکت طی قرار در محل ترمینال غرب ساعت 11 بود.سرپرست برنامه از قبل بلیط به تعداد بچه ها تهیه کرده بود و بدون مشکل در ساعت 12 شب ،اتوبوس از تهران به سمت اردبیل حرکت کرد.
بعد از حدود 9 ساعت رسیدیم اردبیل . خانم لبیبی که برنامه مربیگری کوهپیمایی واقع در کلاردشت را گذرانده بود در اردبیل به ما ملحق شد و همه گی توسط وانت به مقصد شابیل ،ترمینال اردبیل را ترک کردیم.ساعت 12 رسیدیم شابیل و نهار را به همراه راننده وانت در رستوران صحرایی ،آبگرم شابیل خوردیم.
وسیله ای که قرار بود تا ایستگاه بعدی ،که مسجد معروف ،پناهگاه قله سبلان باشه، جیپ بود و با نفری 6000 هزار تومان ما را نیم ساعته به مسجد رساند.
محیط مسجد پر بود از کوهنوردانی که فردا قصد صعود به قله را داشتند.همه شور و هیجان فردا را داشتن و اغلب به صورت گروه های بزرگ از شهر های مختلف آمده بودن.
ساعت 2 بعد از ظهر بود .بچه ها چادر ها را در روی سکوی سیمانی برپا کردن .
سرپرست، جناب حاج حسینی گشتی در منطقه برای شناسایی مسیر زد و وضعیت هوا را بررسی نمودند.
شب هنگام وسایل فردا را آماده کردیم و تمامی تجهیزات فنی را آماده گذاشتیم.
صبح ساعت 4 بیدار شدیم و پس از ست کردن وسایل و خوردن صبحانه به سمت پای یخچال حرکت کردیم.
پس از 3 ساعت کوهپیمایی ،ساعت 9 صبح پای یخچال بودیم.سرپرست با توجه به 2 حلقه طناب موجود ،نفرات کرده را تایین نمود و توضیحاتی در رابطه با نوع صعود و رعایت مسائل ایمنی مطرح کردند.
من و جناب حاج حسینی در یک کرده و جناب آقایان جباریان و هنرمند و خانم لبیبی در کرده ای 3 نفره آماده صعود شدیم.
یخ مسیر به صورت شیشه بود و تبر یخ ها با چند ضربه در یخ درگیر میشد.
همراه نفرات هر کرده ،2 عدد تبریخ و کلیه وسایل انفرادی شامل صندلی،کلاه یخ نوردی، خود حمایت ، تسمه ،کارابین بود و هر کرده 6 عدد پیچ یخ و وسایل برپایی کارگاه را همراه خود داشت.
به دلیل سفت بودن یخ های یخچال ،کارگاه ها با اطمینان و به راحتی بر پا میشد.
کارگاه ها تشکیل شده بود از 2 پیچ یخ ، تسمه و 3 کارابین.نوع حمایت ها در هنگام حمایت از پایین ،بر روی بدن بود و هنگام حمایت از بالا بر روی کارگاه انجام میشد.
صعود را هر 2 کرده در موازات هم به روش ضربدری آغاز کردیم.
جناب جباریان به همراه 2 نفر دیگر که در یک حلقه طناب بودن، همیشه به صورت سر طناب صعود میکرد.طول اول کرده با افتادن تبر یخ از دست یکی از نفرات ایشان منجر به فرود و صعود دوباره شد.
کرده من و جناب سرپرست در اکثر طولها به صورت ضربدری انجام میشد.
پس از صعود 4 طول طناب ،تقریبا وسط مسیر، هوا ناپایدار شد و به دلیل مه گرفتگی شدید دید بسیار کم و نفرات کرده نسبت به همدیگه دید نداشتن و برف شروع به باریدن کرد ،اما این وضع ادامه نداشت و کم کم هوا بهتر شد .اما مه همچنان تا آخر ادامه داشت.
نهایتا بعد از 8 طول طناب در ساعت 4 بعد از ظهر به بالای یخچال رسیدیم و به لطف الهی به سلامت از یخچال بیرون آمدیم.
با کمی استراحت و خوردن چیزی با نظر سرپرست به دلیل کم بود وقت و مه گرفتگی از صعود قله صرف نظر کردیم و به پایین برگشتیم.
ساعت 8 شب به مسجد رسیدیم و بعد از جمع کردن چادرها در تاریکی شب ،توسط جیپ به سمت شابیل و از آنجا به اردبیل برگشتیم.ترمینال شهر اردبیل بسته بود و ناچارا در میدان اصلی شهر توسط اتوبوس های گذری به تهران برگشتیم و ساعت 8 صبح میدان آزادی تهران بودیم.
در انتها از کمکهای فنی جناب حاج حسینی کمال قدر دانی را دارم و همچنین از حضور گرم جناب جباریان مسول کمیته فنی و جناب هنرمند تشکر میکنم و همچنین از خانم گلناز لبیبی که در عین وجود خستگی از برنامه مربیگری کوهپیمایی ،در این برنامه حضور یافتند،وانرژی مضاعفی گذاشتن ،جای تقدیر و تشکر دارد.
هر قدر خطر سقوط بیشتر شود و ژرفای دره عمیق تر گردد احساس شعف بیشتری می کنید، وقتی بین مرگ و زندگی معلق هستید آنوقت خستگی وجود ندارد و باری از گذشته و اشتیاقی برای آینده وجود ندارد، آنگاه لحظه جاری بسیار نزدیک است. همه چیز کافی است چون در اینجا و حالا زندگی می کنید.