صعود زمستانه قله سرکچال
ارتفاع قله:4150 متر
زمان : (یکروزه)30/11/90 جمعه
مسیر : (زمستانه) تهران - به سمت لشگرک - میدان فشم - شمشک - پیست اسکی شمشک
این بار قصد صعود زمستانی به قله سرکچال کردیم با همراهی و هماهمگی گروه همت شمیران برنامه اجرا شد.
قرار به صبح جمعه ساعت 4 صبح میدان قدس موکول شد.
گروه متشکل از 12 نفر آقا و خانم و با یک سرپرست و راهنما عازم منطقه شمشک شدیم.
من قبلا هوا رو تو سایت چک کرم و خبر از بارش برف و ناپایداری میداد.
تو راه وضعیت هوارو با سرپرست در میان گذاشتم و ظاهرا اطلاعی نداشت خلاصه ساعت 6 رسیدیم پیست شمشک و هوا همچنان تاریک بود .
راننده ما رو کنار کوه گذاشت و رفت تا شب برگرده. وسیله ها رو جمع و جور کردیم و راهی دل کوه شدیم.
هوا سرد وزمین یخ زده روستای محل عبور ما ساکت بود و جز صدای شکستن یخ زیر پای بچه ها صدایی به گوش نمیرسید.
هوا کم کم روشن میشدو دامنه های بلند کوه مثل دیواری ما را احاطه کرده بودن که سرپرست ناگهان از شیب تندی شروع به صعود کرد و بقیه هم به دنبالش.

خلاصه رسیدیم روی یال اصلی و پربرف تا جایی که عمق برف تا کمر میرسید و مجبور به برف کوبی سنگین بودیم .
جای محمد دوست و همنورد همیشگیم خالی که تو این مسیرا تنی خسته گی ناپذیر داشت.

خلاصه رسیدیم به شیب زیر جانپناه و با توجه به یخ بودن مسیر حرکت به کندی انجام میگرفت و من شروع به بستن کرانپون به کفشها سنگینم کردم و شروع به حرکت اما متوجه شدم که هیچکس جز من کرانپون نداره که با تعجب بسیار من از بابت این که آخه چرا ... خلاصه که با مشقت و خطر زیاد اعضاء گروه از این گردنه هم به سلامتی گذشتن و رسیدیم به جانپتناه لجنی و با کمی استراحت به همراه 5 تن از هم نوردان راهی قله شدیم که پس از 1 ساعت صعود از ازتفاع 3940 متری به دلیل کمبود وقت برگشتیم به جانپناه .

مسیر برگشت از جانپناه به دلیل یخ زدن بسیار لیز و خطر ناک البته خطر نه برای من برای همه کسانی که کرانپون نداشتن .
تاجایی که تو مسیر برگشت برای یکی از خانمها اتفاقی افتاد و دچار لیز خوردن شد و به سمت دره سمت راست در حال سقوط بود و با فریاد بچه ها من که سر گروه بودم و از همه نزدیکتر متوجه شدم و به موقع تونستم بگیرم. و این هم بخیر گذشت.
و نهایتا با تاریکی هوا مواجح شدیم و با تاخیری 3 ساعته ساعت 10 شب به تهران برگشتیم.

هر قدر خطر سقوط بیشتر شود و ژرفای دره عمیق تر گردد احساس شعف بیشتری می کنید، وقتی بین مرگ و زندگی معلق هستید آنوقت خستگی وجود ندارد و باری از گذشته و اشتیاقی برای آینده وجود ندارد، آنگاه لحظه جاری بسیار نزدیک است. همه چیز کافی است چون در اینجا و حالا زندگی می کنید.